تبليغاتX
:: حاشيه نشين ::

 

بادها

      نوحه خوان

بیدها

      دستهء زنجیرزن

لاله ها

      سینه زنان حرم باغچه

بادها

      در جنون

بیدها

      واژگون

لاله ها

      غرق خون

خیمهء خورشید سوخت

برگ ها

      گریه کنان ریختند

آسمان

      کرده به تن پیرهن تعزیه۱...

 

۱. دفتر اول از مرا به نام کوچکم صدا بزن/ عمران صلاحی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 دی1388ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط حاشیه نشین  | 

 

یک پنجره ...

+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 9:1 بعد از ظهر  توسط حاشیه نشین  | 

 


بعد از ظهر جمعه ست. می رم سراغ فیلمهایی که دستمه، تقریبا همگی فیلم های روز دنیا. ولی فقط "رمز شب" رضا صادقی خودمونه که اونم محض کنجکاوی برِش می دارم !

.

.

.

/من اگه دوسِت نداشتم / پای غمهات نمی موندم... / اگه گفتم برو خوبم / واسه این بود می دیدم.../

*
-من خسته ام ولی بی قدرت نیستم. پاهام می لرزه ولی خم نمی شه. من باور دارم خودمو. درسته می گم خواننده نیستم شاعر نیستم آهنگ ساز نیستم، ولی عاشق که هستم

-ببین ! اگه عاشق نمایی کنی، بهت می خندن

-ما به اسم "عشق" یک معشوق یا معشوقه روانتخاب می کنیم و خیلی جالبه بعد عشق رو یادمون می ره. ولی وقتی که یادمون می ره، اونوقته که این دو نفر آدم دیگه بی سر پناهن. اولش با هم توی این دنیا بودن ولی از این دنیا که در میان واقعاً دنیاشون جداست. اونوقته که داستان ها پیش میاد و اونوقت خیلی جالبه بعدش حالا یا اون معشوق می ره یا این عاشق می ره، فرقی نمی کنه، طفلک تنها کسی که محکوم می شه این "عشقه". می گن "عشق" خوب نیست !



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 13 آذر1388ساعت 4:30 بعد از ظهر  توسط حاشیه نشین  |